«قرار حقيقت» يا شرط بودن در زمرة اهل حق اين است كه به گفتة سلطان اسحاق «حق را حاضر و موجود» و «خداوند عالم را همه جا حاضر بدانند» («ذيل تذكرة اعلى»، 161). اهل حق دستور دارند كه از اهريمن دوری جويند («دورة عابدين»، 529 -530). اگر شرط معنوي اهل حق بودن گرايش به حق و حقيقت و دوري از بدي و دروغ است، شرط صوري - و لازم الاجراي آن - سرسپردن است، چنانكه ورود به جمع ياران فقط با حضور در مراسم سرسپردگى و اجراي آداب آن ممكن است. براي داوطلب سرسپردگى وجود يك «پير» و يك «دليل» در اجراي آيين مربوط بدان لازم است و هر يك نقشى خاص خود دارند. البته مقام پير بالاتر از مقام دليل است (نك: صفىزاده، مقدمه، 24).
آيين مقدس ديگر اهل حق نيز تعلق به جم يا جمع است (نيكنژاد، گنجينه، 128). جم (جمع) و جمخانه (جمعخانه) محور آداب دينى يارسان را تشكيل مىدهد: نامگذاري كودك، سرسپردن و ازدواج در آن صورت مىگيرد («خرده سرانجام»، 552 - 565). مراسم جم در آيين يارسان تا بدان حد اهميت دارد كه در ازل و پس از هستى يافتن هفتوانه اين مراسم برپا شد و چون غير از خودِ هفتوانه وجود ديگري نبود كه قربان كنند، در هر بار يكى از ذوات تشكيل دهندة هفتوانه خود را قربانى مىكرد و بقيه به تناول از آن مىپرداختند («دورة هفتوانه»، 258-263).
به حكم سلطان اسحاق «جم كعبة حقيقت است، اناث و ذكور اهل حقيقت صبح و شام به كعبه زيارت كنند. اهل حقيقت صبح و شام جم داشته باشند، در شب جمعه بىجم نباشند، سرماه بىجم نباشند، غسل بكنند، و به ملبوس پاك به جم بيايند. كسى كه به حدّ تكليف نرسيده است، در قطار جم ننشيند. شكرانة جم اول به جم بدهند، بعد دعا بگيرند و بعد از آن به بيرون جم بدهند. اگر در جم هزار نفر باشند، قربان و شكرانه و نذر و نياز چنان تقسيم كنند كه به همة اهل جم برسد. از جمله مراسمى كه در جم برگذار مىشود، اداي نذر است. نذر در آيين اهل حق بر 6 قسم است (صفىزاده، تعليقات، 569).
توبه و بازگشت از گناه بايد با اهداي «نياز» به جم همراه باشد تا جم از تقصير او درگذرد (نك: «ذيل تذكرة اعلى»، 158). نام ديگر نياز، «سبز كردن» است و زمان معين دارد. زمانهاي تقديم نياز به نام و براي سلطان اسحاق، هفتنان، قولطاسيان و ديگران انجام مىشود (جيحونآبادي، 347-349).
از شعائر ديگر اهل حق روزة مخصوص آنان است كه با روزة ديگر مسلمانان تفاوت دارد . بر هر فرد از يارسان واجب است كه 3 روز پياپى روزة «غار» بگيرد و زمان آن از دوازدهم ماه قمري است كه مصادف با چلة زمستان كردي باشد؛ پس از 3 روز مداوم روزهداري، روز پانزدهم آن ماه را جشن مىگيرند كه «عيد خاوندگاري» نام دارد (نيكنژاد، همان، 98-99؛ نيز نك: صفىزاده، همان، 570 -571؛ قس: جيحونآبادي، 342، كه مدت روزه را 6 روز مىداند). اين روزه به ياد روزها و ساعاتى است كه سلطان اسحاق و يارانش در غاري سپري كردند (همو، 341، 342
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 17:0  توسط احسان
|